تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٢ - استدلال ديگر جهت صحت بيع فضولى
و اگر مناط استدلال ظهور سياق فرمايش مولانا امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمودهاند:
خذ ابنه حتّى ينفذ لك البيع.
و نيز ظهور فرموده امام باقر عليه السّلام كه در مقام حكايت مىفرمايند:
فلما رأى ذلك سيّد الوليدة اجاز بيع ابنه.
باشد چ ه آنكه دو كلام مذكور ظاهر هستند در اينكه مالك مىتواند عقدى كه بر ملكش واقع شده است را اجازه داده و تنفيذ كند، البتّه در اين صورت مىتوان به حديث شريف استدلال نمود.
قابل توجه آنكه اگرچه ظاهر حديث دلالت دارد كه اجازه مولى بعد از رد معامله بوده است ولى معذلك در اين فرض اين ظهور مانع از استدلال نمىباشد زيرا ميتوان آن را تأويل برده و بگوئيم مقصود از ردّى كه ابتدا واقع شده آنستكه وقتى بيع را به مولاى اوّل عرضه كردند جزم و يقين نداشت نه به ردّ و نه به اجازه يا مىگوئيم:
كنيز را كه حبس كرد و نگاه داشت منظورش از آن رد معامله نبوده بلكه مرادش نگاهدارى از آن بوده تا ثمن و پ ولش را دريافت كرده و سپس به مشترى تسليمش كند و نيز ممكنست توجيه و محامل ديگرى قريب به آنچه ذكر شد را بيان نمود.
وجه عدم استدلال برخى از فقهاء به حديث مذكور
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
گ ويا كسانى كه باين حديث شريف در مسئله فضولى استدلال نكردهاند جهتش يا اين است كه مناط استدلال بر ايشان مشتبه شده كه كداميك از دو بيان مذكور مىباشد و يا از نظر اين حضرات دلالت حديث ضعيف و سست است چ ه آنكه حديث بيش از اشعارى در آن نبوده و نميتوان آن را دليل قرار داد فلذا