تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٠ - ناقل يا كاشف بودن رضايت در بيع مكره
قوله: مقتضى الاصل هنا: مشار اليه « هنا » بيع مكره مىباشد.
قوله: حين صدوره: ضمير مجرورى به عقد سابق راجع است.
قوله: و هو النقل من حين العقد: ضمير « هو » به « الرضا بهذا المعنى» راجع است.
قوله: و ترتب الآثار عليه: ضمير در « عليه » به « عقد » راجع بوده و اين عبارت معطوف است به « امضاء الشارع».
قوله: و فيه انّ الخ: يعنى و فى الادّعاء المذكور اشكال.
قوله: ليس النقل من حينه: يعنى من حين العقد.
قوله: حدث الاثر فيه: ضمير در « فيه » به زمان التكلّم راجع است.
قوله: حدث الاثر بعده: ضمير در « بعده » به حصول امر راجع است.
قوله: غير مناف لمقتضى الايجاب: زيرا مقتضاى ايجاب مجرّد نقل بوده بدون اينكه دلالت كند بر اينكه از همان زمان انشاء ايجاب نقل صورت مىگيرد، بديهى است اين معنا ابدا با حكم به تحقق ملك بعد از قبول يا پ س از قبض در صرف و سلم و هبه يا حصول ملكيّت بدنبال انقضاء زمان خيار طبق مذهب شيخ (ره) تنافى ندارد.
قوله: و لم يكن تبعيضا فى مقتضاه: ضمير در « لم يكن» به حكم به تحقق الملك ... راجع بوده و ضمير مجرور در « مقتضاه » به ايجاب راجع است.
قوله: بثبوت الملك قبله: يعنى قبل الرضا.
قوله: و لا معنى لتخلّف زمانه: ضمير در « زمانه » به ملك شرعى راجع است.
قوله: فانّه و ان كان حلّا للعقد السابق: ضمير در « فانّه » به فسخ عقد راجع است.
قوله: و جعله كان لم يكن: ضمير در « جعله » به عقد سابق برمىگردد.
قوله: لا ترتفع به: ضمير در « به » به فسخ راجع است.
قوله: لانّ العبرة بزمان حدوثه: يعنى حدوث فسخ.