تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥
در يك لحظه معجزهاى است، و بازگشتش به حال اول، معجزهاى ديگر!.
تعبير به «مُفْتَرىً» از ماده «فريه» به معنى تهمت و دروغ، از اين نظر است كه مىخواستند بگويند: موسى اين نسبت را به دروغ بر خدا بسته!
تعبير به اين كه: ما هرگز چنين چيزى را در نياكان خود نشنيدهايم، با اين كه قبل از موسى، آوازه دعوت «نوح» و «ابراهيم» و «يوسف» عليهم السلام در آن سرزمين پيچيده بود، يا به خاطر فاصله زياد و بُعد عهد، و يا به خاطر اين است كه مىخواستند بگويند: نياكان ما نيز در مقابل چنين دعوتهائى هرگز تسليم نشدهاند.
***
اما موسى در پاسخ آنها با لحن تهديدآميزى چنين «گفت: پروردگار من از حال كسانى كه هدايت را از نزد او براى مردم مىآورند آگاهتر است، و همچنين از كسانى كه سرانجام سراى دنيا و آخرت از آنها است» «وَ قالَ مُوسى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جاءَ بِالْهُدى مِنْ عِنْدِهِ وَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ».
اشاره به اين كه: خدا به خوبى از حال من آگاه است، هر چند شما مرا متهم به دروغ كنيد، چگونه ممكن است خدا چنين خارق عادتى در اختيار دروغگوئى قرار دهد، كه مايه گمراهى بندگانش شود؟ اين كه خدا باطن مرا مىداند و اين امكان را به من داده، بهترين دليل بر حقانيت دعوت من است.
از اين گذشته، دروغگو تنها مدت كوتاهى مىتواند به كار خود ادامه دهد، و عاقبت، پرده از روى اعمالش برداشته مىشود، شما منتظر بمانيد تا ببينيم عاقبت كار و پيروزى از آن كيست، و شكست از آن چه كسى؟
مطمئن باشيد اگر من دروغگو باشم ظالم هستم، «و ظالم هرگز رستگار نخواهد شد» «إِنَّهُ لايُفْلِحُ الظَّالِمُونَ».