تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
هواى نفس، آن چنان دلبستگى به انسان، نسبت به موضوعى، ايجاد مىكند كه، قدرتِ دركِ حقايق را از دست مىدهد؛ چرا كه براى درك حقيقت، تسليم مطلق در مقابل واقعيات، و ترك هر گونه پيشداورى و دلبستگى، شرط است، تسليم بىقيد و شرط، در مقابل هر چيز كه عينيت خارجى دارد، خواه شيرين باشد يا تلخ، موافق تمايلات درونى ما يا مخالف، هماهنگ با منافع شخصى يا ناهماهنگ، ولى هواى نفس، با اين اصول سازگار نيست.
در اين زمينه، بحث مشروحى، در ذيل آيه ٤٣ سوره «فرقان» (جلد ١٥) نيز، داشتهايم.
جالب اين كه: در رواياتِ متعددى، آيه فوق به كسانى تفسير شده است كه، امام و رهبر الهى را نپذيرفتهاند و تنها به آراى خويش تكيه مىكنند. «١»
اين روايات، كه از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام و بعضى ديگر از ائمه هدى عليهم السلام، نقل شده، در حقيقت از قبيلِ مصداق روشن است، و به تعبير ديگر، انسان نيازمند به هدايت الهى است، اين هدايت، گاهى در كتاب آسمانى منعكس مىشود، و گاه، در وجود پيامبر و سنت او، و گاه، در اوصياى معصومش، و گاه، در منطقِ عقل و خرد.
مهم آنست كه انسان، در خطِ هدايتِ الهى باشد و نه هواى نفس، تا بتواند از اين انوار هدايت بهرهمند گردد.
***