تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
انحراف را از محيط خود گرفته باشد، ولى در آغاز مؤمن و موحد بوده است. و به اين ترتيب: ايرادى متوجه «لوط» عليه السلام نخواهد شد كه چرا با چنين زنى ازدواج كرده است؟!
ضمناً اگر مؤمنان ديگرى به «لوط» گرويده بودند، حتماً قبل از اين ماجرا از آن سرزمين آلوده هجرت كرده بودند، تنها لوط بود و خانوادهاش كه مىبايست تا آخرين ساعتى كه احتمال تأثير تبليغ و انذار مىداد، در آنجا بماند.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه: مگر ابراهيم احتمال مىداد كه عذاب الهى دامن لوط را هم بگيرد كه در برابر فرشتگان از وضع لوط اظهار نگرانى كرد، و آنها به او اطمينان دادند: لوط نجات مىيابد؟
پاسخ روشن اين سؤال اين است كه: ابراهيم عليه السلام مطلب را مىدانست ولى براى اطمينان قلبش، سؤال مىكند، چنان كه نظير آن را همين پيامبر بزرگ در مورد معاد دارد، كه: خداوند به وسيله زنده كردن مرغان، منظره معاد را پيش روى او مجسم مىسازد.
ولى، مفسر بزرگ، «علامه طباطبائى» معتقد است: منظور ابراهيم عليه السلام اين بود كه وجود لوط عليه السلام را در ميان اين قوم دليلى براى رفع عذاب از آنها بگيرد، و از آيه ٧٤- ٧٦ سوره «هود» نيز براى اين مقصد كمك مىگيرد، زيرا اين آيات مىگويد: «ابراهيم مىخواست مجازات اين قوم به تأخير افتد، شايد نور هدايت در قلبشان پرتوافكن شود، ولى با اين جواب روبرو شد كه: اصرار در اين موضوع نكن! كه وضع آنها از اين حرفها گذشته، و مجازاتشان قطعى و لا يتغير است. «١»
اما به اعتقاد ما، پاسخى كه فرشتگان در اينجا در مورد آزادى لوط و