تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨
مرگ از دل زندگى بيرون مىآيد، به همين دليل خدائى كه آفريننده طبيعت است، قادر به احياى مردگان در جهان ديگر مىباشد.
البته- همان گونه كه گفتيم- آيه فوق از نظر بعد معنوى نيز، تفسيرهاى ديگرى دارد، از جمله: تولد مؤمن از كافر، و كافر از مؤمن، عالم از جاهل، و جاهل از عالم، صالح از مفسد، و مفسد از صالح است، همان گونه كه در بعضى از روايات اسلامى نيز به آن اشاره شده است.
اين معانى ممكن است از بطون آيه باشد، چرا كه مىدانيم آيات قرآن ظاهر و باطنى دارد، و نيز ممكن است مرگ و حيات معنى جامع و وسيعى داشته باشد، كه هم جنبه مادى و هم جنبه معنوى را شامل شود.
در روايتى از امام موسى بن جعفر عليه السلام در تفسير آيه «يُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» چنين آمده است: لَيْسَ يُحْيِيهَا بِالْقَطْرِ وَ لَكِنْ يَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَيُحْيُونَ الْعَدْلَ فَتُحْيَا الأَرْضُ لِإِحْيَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَةُ الْعَدْلِ فِيْهِ أَنْفَعُ فِي الأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً: «منظور اين نيست كه خداوند زمين را به وسيله باران زنده مىكند، بلكه مردانى را برمىانگيزد كه اصول عدالت را احيا كنند، و زمين با احياى عدالت زنده مىشود، (بدانيد) اقامه عدل در زمين از چهل روز باران نافعتر است». «١»
روشن است، اين كه: امام عليه السلام مىفرمايد: منظور نزول باران نيست، نفى انحصار است، يعنى آيه را منحصراً نبايد به باران تفسير كرد؛ چرا كه احياى معنوى زمين به عدالت از نزول باران نيز پراهميتتر است.
***