تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
٢- مشاهدات عينى در دنياى امروز نشان مىدهد، با تمام تلاش و كوششى كه بعضى از رژيمهاى استبدادى جهان براى محو مذهب و آثار مذهبى از طرق مختلف به خرج دادهاند، نتوانستهاند مذهب را از اعماق اين جوامع ريشهكن سازند.
به خوبى مىدانيم حزب حاكم «روسيه شوروى» بيش از ٦٠ سال است كه با تبليغات مستمر و بدون هيچ گونه وقفه، و با كمك گرفتن از تمام وسائل ارتباط جمعى، سعى كرده است: مغزها و دلها را به كلى از اعتقادات مذهبى شستشو دهد، ولى اخبارى كه جسته گريخته از اين محيط در بسته بخارج درز كرده، و اخيراً در مطبوعات خوانديم، نشان مىدهد كه، نه تنها با آن همه تبليغات و سختگيرىها نتوانستهاند، به چنان هدفى برسند، بلكه در اين اواخر جنب و جوش و كشش بيشترى نسبت به مسائل مذهبى در بعضى از جمهورىهاى شوروى به چشم مىخورد، كه سران نظام حاكم را متوحش ساخته، و اين نشان مىدهد كه اگر يك روز فشار و اختناق برداشته شود، مذهب به سرعت جاى خود را باز خواهد يافت، و اين شاهد ديگرى بر فطرى بودن مذهب است. «١»
٣- كشفيات اخير روانكاوان و روانشناسان در زمينه ابعاد روح انسانى، شاهد ديگرى بر اين مدعا است، آنها مىگويند: بررسى درباره ابعاد روح انسان، نشان مىدهد كه يك بُعد اصيل آن «بُعد مذهبى»، يا به تعبير آنها «قدسى» و «يزدانى» است، و گاه اين بُعد مذهبى را سرچشمه ابعاد سهگانه ديگر يعنى بُعد «راستى» (علم) و «نيكوئى» و «زيبائى» دانستهاند.
آنها مىگويند: انگيزههاى اصولى و اساسى روح آدمى، به شرح زير است: