تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠
مشركان لجوج از اهل «مكّه»، كه هر چند رسول خدا صلى الله عليه و آله اصرار براى هدايت آنها داشت، نور ايمان در قلبشان نفوذ نكرد و به عكس، گروهى از اهل كتاب و افراد دوردست، هدايت الهى را پذيرفتند و عاشقانه در راه اسلام پافشارى و ايثار كردند، حتى از مخالفت بستگان و خويشاوندان نزديك و جاهلان خودخواه، وحشتى به دل راه ندادند.
با توجه به اين امور، نخستين آيه مورد بحث، پرده از روى اين حقيقت برمىدارد، كه «تو نمىتوانى هر كه را دوست دارى هدايت كنى، ولى خداوند هر كس را بخواهد هدايت مىكند، و او از هدايتيافتگان آگاهتر است» «إِنَّكَ لاتَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ».
او مىداند چه افرادى، لايقِ پذيرش ايمانند، او مىداند چه قلبهائى براى حق مىطپند، او مىداند در چه سرهائى، سوداى عشق خدا است، آرى، او اين افرادِ شايسته را خوب مىشناسد و به آنها توفيق مىدهد و لطفش را رفيق راه آنها مىسازد، تا به سوى ايمان رهنمون شوند.
اما تاريكدلانِ زشت سيرتى كه در دل با حق دشمنند، و با تمام قدرتشان، به پيكار با فرستادگان خدا برخاستهاند، و از نظر زندگى، آن قدر آلوده و ننگينند كه لايق نور ايمان نيستند، خداوند هرگز، چراغِ توفيق را، فرا راه آنها قرار نمىدهد.
بنابراين، منظور از هدايت در اينجا، «ارائه طريق» نيست، چرا كه ارائه طريق، كارِ اصلى پيامبر صلى الله عليه و آله است و بدون استثناء، راه را به همه نشان مىدهد، بلكه منظور از هدايت در اينجا، «ايصال به مطلوب» و رسانيدن به سر منزل مقصود است، اين تنها، كار خدا است، كه بذر ايمان را در دلها بپاشد، و كار او هم بىحساب نيست، او به دلهاى آماده نظر مىافكند و اين نور آسمانى را بر آنها مىپاشد.