تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧
مفسران و علماى لغت پذيرفتهاند، در حالى كه بعضى ديگر «مفاتح» را جمع «مفتح» (بر وزن منبر به كسر ميم) به معنى «كليد» دانستهاند، و مىگويند: كليد گنجهاى «قارون» آن قدر زياد بود كه چندين مرد زورمند از حمل آن به زحمت مىافتادند!
كسانى كه اين معنى را برگزيدهاند خودشان براى توجيه آن به زحمت افتادهاند كه چگونه اين همه كليد گنج، امكان پذير است و به هر حال، تفسير اول روشنتر و صحيحتر است.
زيرا، گذشته از اين كه: اهل لغت براى همين كلمه (مفتح به كسر ميم) نيز معانى متعددى گفتهاند- از جمله خزانه به معنى محل جمعآورى مال- معنى اول، به واقعيت نزديكتر و دور از هر گونه مبالغه است.
و به هر حال، اين لغت را با «مفاتيح» كه جمع «مفتاح» به معنى «كليد» است نبايد اشتباه كرد. «١»
از اين بحث بگذريم و ببينيم بنى اسرائيل به «قارون» چه گفتند؟
قرآن مىگويد: «به خاطر بياور زمانى را كه قومش به او گفتند: اين همه خوشحالى آميخته با غرور و غفلت و تكبر، نداشته باش، كه خدا شادى كنندگان مغرور را دوست نمىدارد» «إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفْرَحْ إِنَّ اللَّه لايُحِبُّ الْفَرِحِينَ». «٢»
***
بعد از اين نصيحت، چهار اندرز پرمايه و سرنوشتساز ديگر به او مىدهند كه مجموعاً يك حلقه پنجگانه كامل را تشكيل مىدهد.