تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥
محتواى سوره قصص
معروف اين است كه، اين سوره در «مكّه» نازل شده است، بنابراين، محتواى كلّى و خطوط اصلى آن، همان محتوا و خطوط سورههاى مكّى است «١».
گرچه بعضى از مفسران، آيه ٨٥ اين سوره، يا آيه ٥٢ تا ٥٥ را استثناء كردهاند، و معتقدند اوّلى در «جحفه» (سرزمينى است ميان «مكّه» و مدينه) و پنج آيه ديگر، در مدينه نازل شده است، ولى دليل روشنى بر گفته آنان در دست نيست. شايد محتواى آيات پنجگانه، كه سخن از «اهل كتاب» مىگويد، و اهل كتاب بيشتر ساكن «مدينه» بودهاند، سبب چنين تصورى شده است، در حالى كه چنين نيست كه قرآن در «مكّه»، تنها سخن از مشركان بگويد، به خصوص كه اهل «مكّه» و مدينه» رفت و آمد فراوانى با هم داشتند.
البته شأن نزولى براى آيات ٥٢ تا ٥٥ ذكر كردهاند كه، تناسب با مدنى بودن آن دارد و به خواست خدا در جاى خود از آن بحث خواهيم كرد.
آيه ٨٥، كه سخن از بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله به موطن اصلى، يعنى «مكّه» مىگويد: هيچ مانعى ندارد، به هنگام هجرت و خروجش از «مكّه» در نزديكى اين سرزمين مقدس، نازل شده باشد، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سرزمين «مكّه» كه حرم امن خدا و مركز خانه توحيد بود، عشق مىورزيد، و خداوند در اين آيه به او بشارت مىدهد كه سرانجام، تو را به اين شهر بازمىگردانم.
بنابراين، آيه مزبور نيز مىتواند، مكّى باشد، و به فرض كه در سرزمين «جحفه» نازل شده باشد، آن نيز به «مكّه» از «مدينه» نزديكتر است.