تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
٢- راه نفوذ در ديگران
براى تسخير دلها و نفوذ سخن حق در افكار ديگران، تنها توسل به استدلالات قوى و نيرومند كافى نيست، نحوه برخورد با طرف، و شيوه بحث عميقترين اثر را در اين مرحله مىگذارد، چه بسيارند كسانى كه در بحثها دقيق و موشكاف، و بر مسائل علمى مسلط و آگاهند، اما چون از شيوه «جدال احسن» و بحثهاى سازنده آگاه نيستند، كمتر در گفتگو با ديگران، موفق به نفوذ در قلب آنها مىشوند.
حقيقت اين است كه، اقناع «عقل و فكر» به تنهائى كافى نيست، بايد «عواطف» نيز اقناع گردد كه نيمى از وجود انسان را تشكيل مىدهند.
به تعبير ديگر، نفوذ در مرحله «خود آگاه» روح انسان، به تنهائى كفايت نمىكند، بايد در مرحله «ناآگاه» كه بخش مهم روح را تشكيل مىدهد نيز نفوذ كرد.
از بررسى حال پيامبران، مخصوصاً حال پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام به خوبى استفاده مىشود، اين بزرگواران براى تحقق بخشيدن به اهداف تبليغى و تربيتى خود، از اخلاق اجتماعى و اصول روانشناسى و انسانىترين شيوههاى نفوذ در قلبها، استفاده مىكردند.
طرز برخورد آنها با مردم چنان بود كه، به سرعت آنها را به سوى اهداف خود جلب و جذب مىكردند، گرچه بعضى ميل دارند، به اين امور هميشه جنبه اعجاز دهند، اما چنين نيست، اگر ما هم سنت و روش و شيوه آنها را در برخورد با ديگران، به كار بنديم به سرعت مىتوانيم در آنها اثر بگذاريم، و در اعماق جانشان نفوذ كنيم.
قرآن، با صراحت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىگويد: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ