تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢
همه اين امور، موجى از معنويت در وجود او ايجاد مىكند، موجى كه سد نيرومندى در برابر گناه، محسوب مىشود.
اين عمل، چند بار در شبانه روز، تكرار مىگردد، هنگامى كه صبح از خواب برمىخيزد، در ياد او غرق مىشود.
در وسط روز، هنگامى كه غرق زندگى مادى شده، ناگهان صداى تكبير مؤذن را مىشنود، برنامه خود را قطع كرده، به درگاه او مىشتابد، و حتى در پايان روز و آغاز شب، پيش از آن كه به بستر استراحت رود، با او راز و نياز مىكند و دل را مركز انوار او مىسازد.
از اين گذشته، به هنگامى كه آماده مقدمات نماز مىشود، خود را شستشو مىدهد، پاك مىكند، حرام و غصب را از خود دور مىسازد، و به بارگاه دوست مىرود، همه اين امور، تأثير بازدارنده در برابر خط فحشاء و منكرات دارد.
منتها هر نمازى، به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است، نهى از فحشاء و منكر مىكند، گاه، نهى كلى و جامع و گاه، نهى جزئى و محدود.
ممكن نيست، كسى نماز بخواند و هيچ گونه اثرى در او نبخشد، هر چند نمازش صورى باشد، هر چند آلوده گناه باشد، البته اين گونه نماز، تأثيرش كم است، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمىخواندند، از اين هم آلودهتر بودند.
روشنتر بگوئيم: نهى از فحشاء و منكر، سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى، به نسبت رعايت شرايط، داراى بعضى از اين درجات است.
از آنچه در بالا گفتيم، روشن مىشود، سرگردانى جمعى از مفسران، در تفسير اين آيه، و انتخاب تفسيرهاى نامناسب، بى جهت است، شايد آنها به همين دليل كه ديدهاند بعضى، نماز مىخوانند و مرتكب گناه مىشوند، و آيه را