تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
آخرين آيه مورد بحث، كه در حقيقت، حكم نتيجهگيرى و توضيح براى آيات گذشته، در زمينه نفى شرك دارد، چهار وصف از اوصاف الهى را منعكس مىكند كه همه فرع بر خالقيت و مختار بودن او است:
نخست مىگويد: «او خدائى است كه معبودى جز او نيست» «وَ هُوَ اللَّه لا إِلهَ إِلَّا هُوَ».
چگونه ممكن است معبودى جز او پيدا شود، در حالى كه خالقيت حقيقى منحصر به او است، و همه اختيارات متعلق به او مىباشد، آنها كه به بهانه شفاعت و مانند آن، دست به دامن بتها مىزنند، سخت در اشتباهند.
ديگر اين كه، تمام نعمتها، چه در اين جهان و چه در آن جهان، همه از ناحيه او است، و اين لازمه خالقيت مطلقه او مىباشد، لذا مىافزايد: «هر حمد و ستايشى نيز به او تعلق مىگيرد، چه در اين جهان و چه در آن جهان» «لَهُ الْحَمْدُ فِي الأُولى وَ الآخِرَةِ».
سوم اين كه: «حاكم در هر دو عالم او است» «وَ لَهُ الْحُكْمُ».
بديهى است، وقتى خالق و مختار او باشد، حاكميت تكوين و تشريع نيز در اختيار او خواهد بود.
چهارم اين كه: «بازگشت همه شما (براى حساب و پاداش و كيفر) به سوى او خواهد بود» «وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ».
اوست كه شما را آفريده، و اوست كه از اعمال شما آگاه است و اوست كه حاكم «يوم الجزاء» مىباشد، بنابراين حساب و جزاى شما نيز بدست او خواهد بود.
***