تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٠
خوشحال و مغرور مىشوند، و هر گاه بلا و رنج و دردى به خاطر اعمالى كه انجام دادهاند، به آنها برسد ناگهان مأيوس و نوميد مىگردند» «وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ».
در حالى كه مؤمنان راستين، كسانى هستند كه، نه به هنگام نعمت گرفتار غرور و غفلت مىشوند، و نه به هنگام مصيبت، گرفتار يأس و نوميدى، نعمت را از خدا مىدانند و شكر به درگاه او مىبرند، و مصيبت را آزمون و امتحان، و يا نتيجه اعمال خويش محسوب مىدارند و صبر مىكنند و رو به درگاه او مىآورند.
افراد بى ايمان در ميان «غرور» و «يأس» دست و پا مىزنند، و افراد با ايمان در ميان «شكر» و «صبر» قرار دارند.
ضمناً، از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه لااقل، بخشى از مصائب و گرفتارىهائى كه دامان انسان را مىگيرد، نتيجه اعمال و گناهان او است، خدا مىخواهد به اين وسيله به آنها هشدار دهد و آنان را پاك كرده و به سوى خود آورد.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه جمله «فَرِحُوا بِها» در اينجا تنها به معنى خوشحال شدن به نعمت نيست، بلكه منظور شادى توأم با غرور و يك نوع مستى و بىخبرى است، همان حالتى كه به افراد كم مايه به هنگامى كه به نوائى مىرسند دست مىدهد، و گرنه شادى توأم با شكر، و توجه به خدا نه تنها بد نيست بلكه به آن دستور داده شده است: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا». «١»
تعبير به «ما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ» كه معاصى را به دستها نسبت مىدهد، به خاطر