تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
منظور از امتهاى پيشين، قوم نوح و اقوامى بودند كه بعد از آنها روى كار آمدند.
البته ارتباط آيات، ايجاب مىكند كه اين جمله از سخنان ابراهيم عليه السلام باشد، و بسيارى از مفسران نيز همين تفسير را پذيرفته، يا به عنوان يك احتمال ذكر كردهاند.
احتمال ديگر، اين كه: روى سخن در اين آيه به مشركان «مكّه» و معاصران پيامبر صلى الله عليه و آله است، و جمله «كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ» تناسب بيشترى با آن دارد، به علاوه، شبيه اين تعبير كه در آيه ٢٥ «زمر» و ٢٥ «فاطر» آمده نيز در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مشركان عرب است، ولى به هر حال، هر كدام از اين دو تفسير صحيح باشد، از نظر نتيجه تفاوتى پيدا نمىكند.
***
در اينجا قرآن داستان ابراهيم را موقتاً رها كرده و بحثى را كه ابراهيم در زمينه توحيد و بيان رسالت خويش داشت، به وسيله ذكر دليل بر «معاد» تكميل مىكند، مىگويد:
«آيا اين منكران معاد، نديدند چگونه خداوند آفرينش را آغاز مىكند سپس آن را بازمىگرداند»؟ «أَ وَ لَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ».
منظور از رؤيت و ديدن در اينجا همان مشاهده قلبى و علم است، يعنى آيا آنها چگونگى آفرينش الهى را نمىدانند، همان كسى كه قدرت بر «ايجاد نخستين» داشته، قادر بر «اعاده» آن نيز هست، كه: قدرت بر يك چيز، قدرت بر امثال و اشباه آن نيز مىباشد.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه «رؤيت» در اينجا به همان معنى مشاهده با چشم باشد؛ چرا كه انسان در اين دنيا، زنده شدن زمينهاى مرده، و روئيدن