تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
در شرائط عادى، توانائى و جرأت بر چنين امورى را ندارد.
به خصوص اين كه، مطالعه در حالات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نشان مىدهد: او از كسانى نبود كه بىگدار به آب بزند، بلكه كارهايش حساب شده بود، چنين ادعائى از چنين كسى نشان مىدهد: او تكيه بر جهان ماوراى طبيعت، بر وحى الهى و علم بى پايان خداوند، داشته است.
درباره تطبيق تاريخى اين پيشگوئى قرآن، به زودى بحث خواهيم كرد.
***
٢- ظاهر بينان!
اصولًا، بينش يك انسان مؤمن و الهى، با يك فرد مادى يا مشرك، تفاوت بسيار دارد.
اولى، طبق عقيد ه توحيدى، جهان را مخلوق خداوند حكيم و آگاهى، مىداند كه تمام افعالش روى حساب و برنامه است، و به همين دليل، معتقد است: جهان مجموعهاى است از اسرار و رموز دقيق، هيچ چيز در اين عالم ساده نيست، همه كلمات اين كتاب، پر محتوا و پر معنى است.
اين بينش توحيدى به او مىگويد: از كنار هيچ حادثه و هيچ موضوعى ساده نگذر؛ زيرا ممكن است سادهترين مسائل، پيچيدهترين آنها باشد.
او هميشه، به عمق اين جهان مىنگرد و به ظواهر آن قانع نيست، او اين درس را در مكتب توحيد خوانده است، او براى عالم هدف بزرگى قائل است و همه چيز را در دائره آن هدف مىبيند.
در حالى كه يك فرد مادى و بىايمان، دنيا را مجموعهاى از حوادث كور و كر و بى هدف مىشمرد، و جز به ظاهر آن نمىانديشد. اصلًا براى آن باطن و عمقى قائل نيست، مگر مىتوان براى كتابى كه مجموعه خطوط آن همان