تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
دهند، به سود خودشان آماده مىسازند.
٤٥- اين براى آنست كه خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، از فضلش پاداش دهد؛ او كافران را دوست نمىدارد!
تفسير:
سرچشمه فساد، اعمال خود مردم است!
در آيات گذشته، سخن از «شرك» در ميان بود، و مىدانيم ريشه اصلى تمام مفاسد، فراموش كردن اصل توحيد و روى آوردن به شرك است، لذا در آيات مورد بحث، نخست سخن از «ظهور فساد در زمين» به خاطر اعمال مردم به ميان آورده، مىگويد: «فساد در خشكى و دريا به خاطر كارهائى كه مردم انجام دادهاند آشكار شده» «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ».
«خدا مىخواهد عكس العمل كارهاى مردم را به آنها نشان دهد، و نتيجه بعضى از اعمالى را كه انجام دادهاند، به آنها بچشاند، شايد بيدار شوند، و به سوى حق بازگردند»! «لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».
آيه فوق معنى وسيع و گستردهاى را پيرامون ارتباط «فساد» و «گناه» با يكديگر بيان مىكند، كه نه مخصوص سرزمين «مكّه» و «حجاز» است، و نه عصر و زمان پيامبر صلى الله عليه و آله، بلكه به اصطلاح از قبيل «قضيه حقيقيه» است كه پيوند «محمول» و «موضوع» را بيان مىكند، به عبارت ديگر، هر جا فسادى ظاهر شود، بازتاب اعمال مردم است، و در ضمن، يك هدف تربيتى دارد، تا مردم طعم تلخ نتيجه اعمالشان را بچشند، شايد به خود آيند.
بعضى مىگويند: اين آيه ناظر به آن قحطى و خشكسالى مىباشد، كه به خاطر نفرين پيامبر صلى الله عليه و آله دامان مشركان «مكّه» را گرفت، باران قطع شد، بيابانها