تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧
تفسير:
آنها هواى نفس خويش را مىپرستيدند
در آيات گذشته، سخن از كسانى بود كه، به خاطر تمتع و بهرهگيرى از نعمتهاى دنيا، كفر را بر ايمان، و شرك را بر توحيد ترجيح دادهاند، در آيات مورد بحث وضع اين گروه را در قيامت، در برابر مؤمنان راستين مشخص مىكند.
نخست، با يك مقايسه، كه به صورت استفهام مطرح شده، وجدان همگان را به داورى مىطلبد و مىگويد: آيا كسى كه به او وعده نيك دادهايم، و به وعده خود قطعاً خواهد رسيد، با كسى كه تنها از متاع دنيا به او بهره دادهايم، سپس روز قيامت در پيشگاه پروردگار براى حساب و جزاء احضار مىشود، يكسان است»؟
«أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ».
بدون شك، هر وجدان بيدار، وعدههاى نيك الهى و مواهب عظيم و جاويدان او را بر بهرهگيرى چند روز از نعمتهاى فانى و لذات زودگذر- كه به دنبال آن درد و رنج جاويدان است- ترجيح مىدهد.
جمله «فَهُوَ لاقِيهِ»، تأكيدى است بر اين كه، وعده الهى تخلف ناپذير است و بايد چنين باشد؛ چرا كه تخلف از وعده، يا به خاطر جهل است يا عجز، كه هيچ يك از آنها در ذات خدا راه ندارد.
جمله «هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ»، اشاره به احضار در محضر خداوند، براى حساب اعمال است، و بعضى آن را به احضار در آتش دوزخ تفسير كردهاند، ولى تفسير اول، مناسبتر است.
و به هر حال، اين تعبير نشان مىدهد كه اين آلودگان، با اكراه و بدون تمايل به اين صحنه كشانده مىشوند، و بايد هم چنين باشد؛ چرا كه وحشت حساب و