تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
در مورد مفاسد اخلاقى گفته مىشود، بنابراين ذكر كلمه «مُفْسِدِين» بعد از آن جنبه تأكيد دارد.
***
اما آن گروه به جاى اين كه اندرزهاى اين مصلح بزرگ را به گوش جان بشنوند، در مقام مخالفت برآمده، «او را تكذيب كردند» «فَكَذَّبُوهُ».
«اين عمل، سبب شد كه زلزله شديدى آنها را فرو گرفت»! «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ».
«و آنها بر اثر اين حادثه، در خانههاى خود به رو افتادند و مردند»! «فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ».
«جاثِم» از ماده «جثم» (بر وزن چشم) به معنى نشستن روى زانو، و توقف در يك مكان است، بعيد نيست اين تعبير اشاره به آن باشد كه آنها در موقع وقوع اين زلزله شديد در خواب بودند، ناگهان به پا خاستند، همين كه بر سر زانو نشستند، حادثه به آنها مهلت نداد و با فرو ريختن ديوارها و صاعقهاى كه با آن زلزله مرگبار همراه بود، جان خود را از دست دادند. «١»
***
آيه بعد، سخن از قوم «عاد» و «ثمود» مىگويد، بى آن كه از پيامبر آنها (هود و صالح)، و گفتگوهايشان با اين دو قوم سركش، سخنى به ميان آورد، چرا كه اقوامى بودند شناخته شده و داستان پيامبرشان در آيات ديگر قرآن كراراً آمده است، مىفرمايد: «ما طايفه عاد و ثمود را هلاك كرديم» «وَ عاداً وَ ثَمُوداْ». «٢»
آن گاه مىافزايد: «مساكن و جايگاههاى آنها براى شما آشكار است» (و ويرانههاى شهرهايشان در سرزمين «حجر و يمن» بر سر راهتان) «وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَساكِنِهِمْ».