تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨
احتمال دادهاند: اشاره به توقف در دنيا باشد كه در واقع لحظه زودگذرى بيش نيست، ولى آيه بعد، دليل روشنى است بر اين كه: منظور همان توقف در جهان برزخ و عالم بعد از مرگ و قبل از رستاخيز است، زيرا جمله «لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ» پايان اين دوره را به قيامت منتهى مىكند و اين جز در مورد برزخ صحيح نيست (دقت كنيد).
اين را نيز مىدانيم كه «برزخ»، براى همه يكسان نمىباشد، گروهى در عالم برزخ، حيات آگاهانهاى دارند، اما گروه ديگرى همچون افرادى هستند كه به خواب فرو مىروند، و گوئى در قيامت از خواب خود بيدار مىشوند، و هزاران سال را ساعتى مىپندارند!. «١»
در اينجا دو مطلب باقى مىماند: نخست اين كه: چگونه «مجرمان»، چنين سوگند خلافى را ياد مىكنند؟
پاسخ آن روشن است، آنها به راستى چنين مىپندارند كه دوران «برزخ»، دوران بسيار كوتاهى بوده است، چرا كه حالتى شبيه خواب داشتهاند، مگر «اصحاب كهف» كه افرادى مؤمن و صالح بودند، بعد از بيدارى از خواب بسيار طولانى خود، تصور نكردند كه يك روز، يا بخشى از يك روز در خواب بودهاند، و يا يكى از پيامبران الهى كه داستانش در سوره «بقره» آيه ٢٥٩ آمده است، بعد از آن كه از دنيا رفت و پس از يك صد سال مجدداً به حيات بازگشت، اظهار نداشت كه فاصله ميان دو زندگى يك روز يا بخشى از يك روز بوده است؟
چه مانعى دارد كه مجرمان، با توجه به حالت خاص برزخيشان، چنين