تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
شوكتشان را درهم بشكند، اما ما مىخواستيم آنها قوى و پيروز شوند.
او مىخواست حكومت، تا ابد در دست مستكبران باشد، اما ما اراده كرده بوديم، كه حكومت را به مستضعفان بسپاريم! و سرانجام چنين شد.
ضمناً تعبير به «مِنَّت» چنانكه قبلًا هم گفتهايم، به معنى بخشيدن مواهب و نعمتها است، و اين با «منت زبانى»، كه بازگو كردن نعمت، به قصد تحقير طرف است و مسلماً كار مذمومى است، فرق بسيار دارد.
در اين دو آيه خداوند، پرده از روى اراده و مشيت خود در مورد مستضعفان برداشته، و پنج امر را در اين زمينه بيان مىكند، كه با هم پيوند و ارتباط نزديك دارند.
نخست اين كه، ما مىخواهيم آنها را مشمول نعمتهاى خود كنيم (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ ...).
ديگر اين كه، ما مىخواهيم آنها را پيشوايان نمائيم (نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً).
سوم اين كه، ما مىخواهيم آنها را وارثانِ حكومتِ جباران قرار دهيم (وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ).
چهارم اين كه، ما حكومت قوى و پا بر جا به آنها مىدهيم (وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ).
و بالاخره پنجم اين كه، آنچه را دشمنانشان از آن بيم داشتند، و تمام نيروهاى خود را بر ضد آن بسيج كرده بودند، به آنها نشان دهيم (وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ).
چنين است لطف عنايت پروردگار، در مورد «مستضعفين»، اما آنها كيانند؟
و چه اوصافى دارند؟ در بحث نكات به خواست خدا از آن سخن خواهيم گفت.
«هامان» وزير معروف «فرعون» بود، و تا به آن حد در دستگاه او نفوذ