تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢
محسوب مىشود.
سپس مىافزايد: اكنون، به شكرانه اين نعمت بزرگ، «هرگز نبايد پشتيبان كافرانباشى» «فَلاتَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ».
مسلماً پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز از كفار پشتيبانى نمىكرد، اين دستور در مورد او تأكيد است، و در مورد ديگران بيان يك وظيفه مهم.
اين سخن، در حقيقت هماهنگِ با مطلبى است كه در آيات پيشين در مورد موسى عليه السلام خوانديم كه مىگفت: «پروردگارا! به خاطر نعمتى كه به من دادى، من هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود». «١»
***
دو آيه پايان اين سوره، تأكيدى است بر مسأله توحيد با تعبيرها و استدلالات گوناگون، توحيدى كه خمير مايه تمام مسائل دينى است، توحيدى كه هم اصل است و هم فرع، هم كل است و هم جزء.
در اين دو آيه، چهار دستور به پيامبر صلى الله عليه و آله داده شده، و چهار توصيف از پروردگار به عمل آمده است، و مجموع بحثهائى را كه در آيات اين سوره آمده تكميل مىكند.
نخست، مىگويد: «نبايد كفار تو را از آيات خداوند، بعد از آن كه بر تو نازل شد، باز دارند» «وَ لايَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّه بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ».
گرچه نهى متوجه كفار است، اما مفهومش عدم تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر كارشكنىها و توطئههاى آنها است، و درست به اين مىماند كه بگوئيم: نبايد فلان شخص تو را وسوسه كند، يعنى تسليم وسوسههاى او مباش!
و به اين ترتيب، به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: هنگامى كه آيات الهى نازل