تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
پس از مردنش زنده كرد»؟ مىگويند: «اللَّه»! بگو: «حمد و ستايش مخصوص خداست»! اما بيشتر آنها نمىدانند.
٦٤- اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست؛ و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مىدانستند!
٦٥- هنگامى كه سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مىخوانند (و غير او را فراموش مىكنند)؛ اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مىشوند!
٦٦- (بگذار) تا آنچه را به آنها دادهايم انكار كنند و از لذات زودگذر زندگى بهره گيرند؛ اما به زودى خواهند فهميد!
تفسير:
در دل، خدا مىگويند و با زبان، بت!
در آيات گذشته روى سخن با مشركانى بود كه حقانيت اسلام را درك كرده بودند، اما به خاطر ترس از قطع روزى خود، حاضر به قبول ايمان و هجرت نبودند، در آيات مورد بحث، روى سخن را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله- و در واقع به همه مؤمنان كرده- دلائل توحيد را از طريق «خلقت» و «ربوبيت» و «فطرت»- يعنى از سه طريق متفاوت- بيان مىكند، و به آنها خاطر نشان مىسازد كه سرنوشت آنها به دست خدائى است كه در «آفاق» و «انفس» آثار او را مىيابند، نه به دست بتها كه بتها هيچ نقشى در اين ميان ندارند.
نخست، به مسأله «خلقت آسمان و زمين» اشاره كرده، و از اعتقادات باطنى آنها كمك گرفته، مىگويد: «اگر از آنها سؤال كنى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده؟ و چه كسى خورشيد و ماه را مسخر فرمان خويش در طريق منافع