تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
تفسيرها وجود ندارد).
به هر حال، مجادله و بحث با ديگران گاهى «جدال به احسن» است، و آن بحثى است كه: شرايطى كه در بالا گفتيم، دقيقاً در آن رعايت شود، و گاهى به «غير احسن» است، و آن در صورتى است كه امور بالا، به دست فراموشى سپرده شود.
اين گفتار را با ذكر چند روايت گويا و آموزنده پايان مىدهيم.
١- در حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: لايَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حَقِيْقَةَ الايْمانِ حَتّى يَدَعَ الْمِراءَ وَ انْ كانَ مُحِقّاً: «هيچ كس حقيقت ايمان را به طور كامل درك نمىكند، مگر اين كه «مراء» را ترك گويد، هر چند حق با او باشد». «١»
٢- در حديث ديگرى مىخوانيم كه پيامبر خدا «سليمان» به فرزندش گفت:
يا بُنَىَّ ايَّاكَ وَ الْمِراءَ، فَانَّهُ لَيْسَتْ فَيْهِ مَنْفَعَةٌ، وَ هُوَ يُهَيِّجُ بَيْنَ الاخْوانِ الْعَداوَةَ: «پسرم! از «جدال» بپرهيز، زيرا نه تنها سودى در آن نيست، بلكه آتش دشمنى را ميان برادران شعلهور مىسازد». «٢»
٣- و نيز از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: ما ضَلَّ قَوْمٌ بَعْدَ أَنْ هَداهُمْ الَّا أُوتُوا الْجِدالِ: «هيچ گروهى پس از هدايت گمراه نشدند، مگر اين كه از راه جدال و بحثهاى پرخاشگرانه و برترىجويانه، كه حقيقت در آن دنبال نمىشود، وارد شدند». «٣»
***
٣- «كافران» و «ظالمان»
در آيات فوق، يك بار با اين جمله برخورد مىكنيم كه: «آيات ما را جز