تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
در مىآورد، به قطره كوچك و لطيف باران اجازه مىدهد كه از لابلاى آن بگذرد و بر زمين قرار گيرد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه، قطعه، قطعه، بودن ابرها هر چند در يك روز ابرى، كه ابر تمام صفحه آسمان را پوشانيده، براى ما چندان محسوس نيست، اما به هنگامى كه با هواپيما از لابلاى ابرها عبور مىكنيم، يا بر فراز آن قرار مىگيريم كاملًا روشن و نمايان است.
در پايان آيه مىافزايد: «هنگامى كه اين باران حياتبخش را به هر كس از بندگانش بخواهد برساند، آنها خوشحال و مسرور مىشوند» «فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ».
***
«هر چند پيش از آن كه بر آنان نازل شود، نوميد و مأيوس بودند» «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ». «١»
اين يأس و آن بشارت را كسانى به خوبى درك مىكنند، كه همچون عربهاى بيابانگرد حيات و زندگيشان پيوند بسيار نزديكى با همين قطرههاى باران دارد.
آنها در حالى كه گاه نااميدى و يأس، سايه شوم و سنگينى بر جان و روحشان افكنده، و آثار تشنگى و عطش در وجود آنها و دامها و زمين مزروعيشان آشكار گشته، ناگهان بادهائى كه پيشقراولان نزول باران است به حركت در مىآيند، بادهائى كه بوى باران از لابلايشان به مشام مىرسد.
چند لحظه مىگذرد، ابرها در آسمان گسترده مىشوند، غليظتر و فشردهتر مىگردند، و سپس باران شروع مىشود، گودالها از آب زلال پر مىشود،