تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
در روايتِ ديگرى آمده است: آن زن گفت: واى بر من، من هر كار خلافى را كردهام، اما تهمت به پيامبر خدا نزدهام! و سپس دو كيسه پولى را كه به او داده بودند نشان داد و گفتنىها را گفت.
موسى عليه السلام به سجده افتاد گريست، در اينجا بود كه فرمان مجازات «قارونِ» زشتسيرتِ توطئهگر، صادر شد.
در همين روايت آمده است: خدا، فرمانِ «خسف» (فرو رفتن در زمين) را در اختيار موسى عليه السلام قرار داد. «١»
در اينجا قرآن مجيد مىگويد: «ما او و خانهاش را در زمين فرو برديم» «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الأَرْضَ».
آرى، هنگامى كه طغيان، سركشى و تحقير مؤمنان تهيدست، و توطئه بر ضد پيامبر پاك خدا، به اوج خود برسد، دست قدرت الهى از آستين بيرون مىآيد و به حياتِ طغيانگران، پايان مىدهد، چنان آنها را درهم مىكوبد كه زندگى آنها عبرتى براى همگان مىگردد.
مسأله «خسف» كه در اينجا به معنى فرو رفتن و پنهان گشتن در زمين است، بارها در طول تاريخ بشر واقع شده است كه زمين لرزه شديدى آمده و زمين از هم شكافته شده و شهر يا آبادىهائى را در كام خود فرو بلعيده است، ولى اين خسف با موارد ديگر متفاوت بود، طعمه اصلى او فقط «قارون» و گنجهاى او بود.
عجبا! فرعون در امواج «نيل» فرو مىرود، و «قارون» در اعماق زمين، آبى كه مايه حيات است مأمور نابودى فرعونيان مىشود، و زمينى كه مهد آرامش