تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩
و مصيبت، همچون كوه پا بر جا مىايستند، آرى، آنها، لياقتِ ثواب الهى را دارند.
مسلماً، منظور از جمله «الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»، دانشمندان مؤمن بنى اسرائيل است كه در ميان آنها مردان بزرگى همچون «يوشع» بودند، ولى جالب اين است كه: در برابر جمله «الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا» كه درباره گروه اول آمده، تعبير به «الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الآخِرَة» نمىكند، بلكه تنها تكيه بر علم مىكند؛ چرا كه «علم» خمير مايه و ريشه ايمان و استقامت و عشق به ثواب الهى و سراى آخرت است.
ضمناً تعبير به «الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پاسخ كوبندهاى است، به «قارون» كه خود را عالم مىدانست، قرآن مىگويد: عالم اينها هستند كه افق فكرشان اين چنين بلند است، نه توى خيرهسر و مغرور! و به اين ترتيب، باز هم مىبينيم كه ريشه همه بركات و خيرات به «علم» و «دانش» حقيقى بازمىگردد.
***
«قارون» با اين عمل، طغيان و سركشى خود را به اوج رسانيد، ولى در تواريخ و روايات در اينجا ماجراى ديگرى نقل شده است كه: نشانه نهايتِ بىشرمى «قارون» است، و آن اين كه:
روزى موسى عليه السلام به «قارون» گفت: خداوند به من فرمان داده كه حق نيازمندان يعنى زكات مالت را بگيرم، «قارون» هنگامى كه از كم و كيف «زكاة» باخبر شد، و با يك حسابِ ساده فهميد چه مبلغِ هنگفتى را بايد در اين راه بپردازد، سر باز زد، و براى تبرئه خويش به مبارزه با موسى عليه السلام برخاست، او در ميان جمعى از ثروتمندان بنى اسرائيل ايستاده گفت: مردم! موسى مىخواهد اموال شما را بخورد، دستور نماز آورد پذيرفتيد، امور ديگر را نيز همه پذيرفتيد، آيا زيرا اين بار هم مىرويد كه اموالتان را به او بدهيد؟! گفتند: نه، ولى چگونه