تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨
***
سپس اضافه مىكند: «اگر اين پيشنهاد تو را نپذيرفتند، بدان آنها از هوسهاى خود پيروى مىكنند» «فَإِنْ لَمْيَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ».
زيرا، انسانى كه هواپرست نباشد، در برابر چنين پيشنهاد منطقى، تسليم مىشود، اما آنها، در هيچ صراطى مستقيم نيستند، و هر پيشنهادى را به بهانهاى رد مىكنند.
ولى، «آيا كسى گمراهتر از آن كس كه پيروى هواى نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهى را نپذيرفته است، پيدا مىشود»؟! «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّه».
«مسلماً خداوند، جمعيتِ ظالمان را هدايت نمىكند» «إِنَّ اللَّه لايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».
اگر آنها حقطلب بودند و راه را گم كرده بودند، لطف الهى به مقتضاى «وَ الَّذِيْنَ جاهَدُوا فِيْنا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» شامل حالشان مىشد، ولى آنها ستمگرند، هم بر خويش، و هم بر جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند، آنها هدفى جز لجاج و عناد ندارند، چگونه ممكن است خداوند، كمك به هدايت آنها كند؟
***
نكته:
هواپرستى، عامل گمراهى
در آيات فوق، رابطه اين دو، با صراحت بيان شده، و حتى گمراهترين مردم، گروهى معرفى شدهاند كه رهبر خود را، هواىِ نفس خويش قرار داده، و هرگز هدايت الهى را نپذيرفتهاند.
هواى نفس، حجاب ضخيمى است در مقابل چشمان عقل انسان.