تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤
انجام گيرد، معجزات همه نزد خدا است» «قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ».
او مىداند چه معجزهاى، با چه زمانى و براى چه اقوامى متناسب است، او مىداند: چه افرادى در صدد تحقيق و پى جوئى حقند، و بايد خارق عادات به آنها نشان دهد، و چه افرادى بهانه گيرند و دنبال هواى نفس؟
و بگو: «من فقط انذار كننده و بيم دهنده آشكارم» «وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ».
تنها وظيفه من انذار و تبليغ است، و بيان كلام خدا، اما ارائه معجزات و خارق عادات، تنها به اختيار ذات پاك او است، اين يك پاسخ.
***
پاسخ ديگر اين كه: «آيا همين اندازه براى آنها كافى نيست كه ما اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرديم، كه پيوسته بر آنها تلاوت مىشود» «أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ».
آنها تقاضاى معجزات جسمانى مىكنند، در حالى كه قرآن برترين معجزه معنوى است.
آنها تقاضاى معجزه زود گذرى دارند، در حالى كه قرآن معجزهاى است جاويدان، و شب و روز، آياتش بر آنها خوانده مىشود.
آيا امكان دارد، انسانى درس نخوانده- و حتى اگر فرضاً درس خوانده بود- كتابى با اين محتوا و اين جاذبه عجيب، كه فوق توانائى انسانها است بياورد؟ و عموم جهانيان را دعوت به مقابله كند، و همه در برابر آن عاجز و ناتوان بمانند؟!
اگر راستى منظور آنها، معجزه است، ما به وسيله نزول قرآن، بيش از آنچه آنها تقاضا دارند در اختيارشان گذاردهايم، ولى نه، آنها حق طلب نيستند، بهانه جو هستند.
بايد توجه داشت: جمله «أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ» (آيا براى آنها كافى نيست؟)