تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
اختلاف زبانها و رنگها، يعنى مجموعه مناسبى از آيات آفاقى و انفسى.
جالب اين كه، در هر يك از اين شش آيه، دو بخش از دلائل توحيد ذكر شده تا يكى زمينهسازى كند، و ديگرى تحكيم و تأكيد، درست همانند آوردن دو شاهد عادل براى اثبات يك مدعا، كه مجموعاً دوازده شاهد صادق را براى قدرت بىپايان حق تشكيل مىدهد!
***
٢- چه كسانى از اين آيات الهام مىگيرند؟
در ذيل چهار آيه از اين شش آيه، تأكيد شده است كه، در اين امور نشانههاى روشنى است براى «متفكران»، «عالمان»، «شنوايان» و «عاقلان» ولى در آيه اول و آخر، اين موضوع ديده نمىشود.
«فخر رازى» در اين زمينه، چنين توضيح مىدهد: عدم ذكر آن در نخستين آيه، ممكن است به خاطر آن باشد كه، آيه اول و دوم كه پشت سر هم قرار گرفته، هر دو از آيات انفسى سخن مىگويد و يكسان است.
و در آخرين آيه، مطلب به قدرى وضوح پيدا كرده كه ديگر نياز به توضيح بيشتر و تأكيد بر تعقل و تفكر نيست. «١»
جالب اين كه، نخست سخن از «تفكر» به ميان مىآورد، سپس از «علم»؛ چرا كه تفكر پايه و زمينهساز علم است، بعد از آن سخن از «گوش شنوا» است؛ چرا كه در پرتو علم و آگاهى، انسان آماده شنيدن و پذيرش حق مىشود، همان طور كه قرآن مىگويد: فَبَشِّرْ عِبادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ: «به بندگانم بشارت ده* آنانى كه سخنان را مىشنوند و از بهترين آنها پيروى