تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
انحراف محيطشان بپردازند، و محروميتها و ناراحتىهاى فراوانى را متحمل شوند، ولى آنها، آن قدر صبر و شكيبائى دارند، كه به خاطر هدف بزرگشان، از عهده اين مشكلات بر مىآيند.
آنها، نه كينهتوزند كه هر بدى را با بدتر پاسخ گويند، و نه بخيل و خسيسند كه مواهب الهى را تنها به خودشان تخصيص دهند.
آنها، بزرگوارانى هستند، كه علاوه بر همه اينها، از دروغ و سرگرمى ناسالم، و جر و بحثهاى بيهوده، و سخنان بىمعنى و شوخىهاى ركيك و مانند آن بركنارند، زبانى پاك و قلبى پاكتر دارند، و هرگز، نيروهاى فعال و سازنده خود را با درگيرى جاهلان تباه نمىكنند، و حتى، در بسيارى از موارد، سكوت را كه بهترين پاسخ اين نابخردان است، بر سخن گفتن ترجيح مىدهند.
آنها، در فكرِ اعمال و مسئوليتهاى خويشند، آنها چون تشنه كامانى كه به سراغ چشمه آب مىروند، تشنه علم و دانش، و خواهان حضور در جلسات علماء و دانشمندانند.
آرى، اين بزرگوارانند كه مىتوانند، رسالت ايمان را در خود پذيرا شوند، و اجر خود را نه يكبار، كه دوبار از پيشگاه خدا دريافت دارند.
اينها، سلمانها، بحيراها، نجاشىها و حقجويانى همسنگر و هم خط آنها هستند، كه در برابر انواع ناملايمات، براى رسيدن به سر منزل ايمان، مقاومت به خرج مىدهند.
جالب اين كه، در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه: نَحْنُ صُبَراء وَ شِيْعَتُنا أَصْبَرُ مِنَّا وَ ذلِكَ أَنَّا صَبَرْنا عَلى ما نَعْلَمُ وَ صَبَرُوهُمْ عَلى ما لايَعْلَمُونَ: «ما شكيبايانيم و پيروان ما از ما شكيباترند!، چرا كه ما از اسرار امور آگاهيم و شكيبائى مىكنيم (و طبعاً اين كار آسانتر است) ولى آنها بىآن كه اسرار را بدانند