تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
بزرگ، از امنيتِ پايدار و مركزى عظيم، از انواع نعمتها درآمد، بنابراين، تحملِ اين مشكلات زودگذر، براى رسيدن به نعمتهاى بزرگ كار سخت و پيچيدهاى نبود.
به هر حال، بسيارند كسانى كه از ترسِ تزلزلِ منافعِ شخصيشان، همچون «حارث بن نوفل»، دست از هدايت و ايمان برمىدارند، در حالى كه ايمان به خدا و تسليم در برابر فرمان او، نه تنها «منافع معنوى» آنها را تأمين مىكند، كه در تأمين «منافع مشروع مادى» و محيط امن و سالم، براى آنها نيز، فوق العاده مؤثر است، ناامنىها و كشتارها و غارتگرىهائى را كه در دنياى به اصطلاح متمدن امروز- دنيائى كه از ايمان و هدايت دور افتاده است- مىبينيم، گواه زنده اين مدعا است.
توجه به اين نكته نيز لازم است كه، خداوند در اينجا، اول، «نعمت امنيت» را مىشمرد، و بعد «جلب ارزاق» از همه جا به سوى «مكّه» را، اين تعبير ممكن است بيانگر اين واقعيت باشد كه، تا امنيت، در شهر و كشورى حكمفرما نگردد، وضع اقتصادى آنها، سامان نخواهد يافت، شرح اين سخن را ذيل آيه ٣٥ سوره «ابراهيم» دادهايم. «١»
و نيز جالب اين كه، «يُجْبى»، به صورت فعلِ مضارع آمده، كه دال بر استمرار در حال و آينده است، و ما امروز، بعد از گذشتنِ چهارده قرن، با چشم خود، شاهد مفهوم اين سخن، و استمرار جلبِ همه نوع مواهب، به سوى اين سرزمين هستيم، كسانى كه خانه خدا را زيارت مىكنند، با چشم خود مىبينند، اين سرزمين خشك و سوزان و بىآب و علف، در ميان انواع بهترين نعمتها غرق است، و شايد در هيچ نقطهاى از دنيا، اين وفور نعمت نباشد.