تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤
١٧- شما غير از خدا فقط بتهائى (از سنگ و چوب) را مىپرستيد و دروغى به هم مىبافيد، آنهائى را كه غير از خدا پرستش مىكنيد مالك هيچ رزقى براى شما نيستند؛ روزى را تنها نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را به جا آوريد كه به سوى او بازگشت داده مىشويد!
١٨- اگر شما (مرا) تكذيب كنيد (جاى تعجب نيست)، امتهائى پيش از شما نيز (پيامبرانشان را) تكذيب كردند؛ وظيفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشكار نيست»!
١٩- آيا آنان نديدند چگونه خداوند آفرينش را آغاز مىكند، سپس بازمىگرداند؟! اين كار براى خدا آسان است!
تفسير:
اشارهاى به سرگذشت نوح و ابراهيم عليهما السلام
از آنجا كه بحثهاى گذشته، سخن از آزمايش عمومى انسانها بود، از اينجا به بعد، بخشهائى از آزمايشهاى سخت انبياء و اقوام پيشين را منعكس مىكند، كه چگونه تحت فشار و آزار دشمنان قرار گرفتند؟ و چگونه صبر كردند و سرانجام پيروزى نصيبشان شد؟ تا هم دلدارى باشد براى ياران پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه در آن روز سخت در فشار دشمنان نيرومند در «مكّه» بودند، و هم تهديدى باشد براى دشمنان كه مراقب پايان دردناك عمرشان باشند.
نخست، از اولين پيامبر «اولوا العزم»، يعنى «نوح» عليه السلام شروع مىكند، و در عبارتى كوتاه، آن بخش از زندگانيش را كه بيشتر متناسب وضع مسلمانان آن روز بود، بازگو مىنمايد.
مىگويد: «ما نوح را به سوى قومش فرستاديم و او در ميان آنها هزار سال به جز پنجاه سال، درنگ كرد» «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا