تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦
حال حاضر نيستيد، اموال مجازى خود را به مملوكهاى مجازى خود واگذار كنيد، و آنها را شريك خود بشماريد، در حالى كه از نظر تكوينى مشكل و محالى لازم نمىآيد، زيرا سخن در محور اعتباريات دور مىزند.
اما تفاوت خدا با مخلوقاتش، يك تفاوت تكوينى و غير قابل تغيير است، و شريك قرار دادن آنها محال است، محال.
از سوى ديگر، پرستش يك موجود، يا به خاطر عظمت او است، يا به خاطر سود و زيانى است كه از او به انسان مىرسد، اما اين معبودان ساختگى نه آن را دارند، نه اين!. «١»
و در دنباله آيه، براى تأكيد بر دقت هر چه بيشتر، بر مضمون اين سؤال، مىفرمايد: «اين گونه آيات خود را براى افرادى كه تعقل مىكنند، تشريح مىكنيم» «كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ».
آرى، با ذكر مثالهاى روشن از متن زندگى خود شما، حقايق را بازگو مىكنيم، تا انديشه خود را به كار اندازيد، و لااقل چيزى را كه حتى براى خود نمىپسنديد، براى پروردگار جهان قائل نشويد.
***
ولى اين آيات بينات، و اين گونه مثالهاى واضح و روشن، براى صاحبان انديشه است، نه ظالمان هواپرست بى دانشى كه پردههاى جهل و نادانى بر قلب آنها فرو افتاده، و خرافات و تعصبات جاهلى، فضاى فكر آنها را تيره و تار كرده.
لذا در آيه بعد مىافزايد: «ظالمان از هوا و هوسهاى خويش بدون علم و