تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
در عين حال، دلسوز و خيرخواه و امين و درستكار باشد.
آنها كه در سپردن مسئوليتها و كارها، تنها به امانت و پاكى قناعت مىكنند، به همان اندازه در اشتباهند كه براى پذيرش مسئوليت داشتن، تخصص را كافى بدانند.
«متخصصان خائن و آگاهان نادرست» همان ضربه را مىزنند كه «درستكاران نا آگاه و بىاطلاع»!
اگر بخواهيم كشورى را تخريب كنيم، بايد كارها را به دست يكى از اين دو گروه بسپاريم: «مديران خائن»، و «پاكان غير مدير» و نتيجه هر دو يكى است!
منطق اسلام، اين است كه، هر كار بايد به دست افرادى نيرومند و توانا و امين باشد، تا نظام جامعه به سامان رسد، و اگر در علل زوال حكومتها در طول تاريخ بينديشيم، مىبينيم، عامل اصلى، سپردن كار به دست يكى از دو گروه فوق بوده است.
جالب اين كه، در برنامههاى اسلامى، در همه جا «علم» و «تقوا» در كنار هم قرار دارد، مرجع تقليد، بايد «مجتهد» و «عادل» باشد، قاضى و رهبر بايد «مجتهد» و «عادل» باشد (البته در كنار اين دو شرط، شرائط ديگرى نيز هست، اما اساس و پايه، اين دو است «علم و آگاهى»، توأم با «عدالت و تقوى»).
***
٢- پاسخ به چند سؤال در مورد ازدواج دختر «شعيب» با موسى
گفتيم آيات فوق، سؤالات فراوانى را برانگيخته است كه بايد جواب همه را به طور فشرده بياوريم:
الف: آيا از نظر فقهى، صحيح است دخترى كه مىخواهد به ازدواج كسى در آيد، دقيقاً معلوم نباشد بلكه به هنگام اجراى صيغه عقد گفته شود: يكى از اين