تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦
براى حفظ ايمان و پاكى و تقوا، برنامه خود انسان است، و گرنه خداوند وجودى است نامتناهى از هر نظر، و هيچ نيازى ندارد كه به وسيله عبادت، يا اطاعتِ بندگان بر طرف شود، كمبودى ندارد كه ديگران به او بدهند، بلكه ديگران هر چه دارند از او دارند، از خودشان چيزى ندارند.
از اين بيان، روشن مىشود كه «جهاد» در اينجا، الزاماً به معنى جهادِ مسلحانه با دشمن نيست، بلكه، همان معنىِ اصلى لغوى خود را دارد كه: هرگونه تلاش و كوشش را براى حفظ ايمان و تقوى، و تحمل انواع شدائد و مبارزههاى موضعى با دشمن لجوج و كينهتوز را شامل مىشود.
خلاصه اين كه: تمام منافع اين جهاد، به شخص مجاهد باز مىگردد، و او است كه خير دنيا و آخرت را در پرتو جهادش، تحصيل مىكند، و حتى اگر جامعه از بركات اين جهاد بهرهمند شود، در مرحله بعد خواهد بود، بنابراين، هرگاه توفيق اين جهاد نصيب كسى شود، بايد خدا را بر اين نعمت بزرگ سپاس گويد.
***
آخرين آيه مورد بحث، توضيح و تكميلى است براى آنچه به طور سربسته در آيه قبل، تحت عنوان «جهاد» آمده بود، در اينجا حقيقتِ جهاد را شكافته و چنين بازگو مىكند: «كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند گناهان آنها را مىپوشانيم» «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ».
بنابراين، نخستين فايده اين جهاد بزرگ، (ايمان و عمل صالح) تكفير و پوشاندن گناهان است كه عائد خود انسان مىشود، همان گونه كه ثواب آن هم از آن خودشان مىباشد، چنان كه قرآن در پايان همين آيه مىگويد: «ما به طور قطع آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند پاداش مىدهيم» «وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ