تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
بندگان كرده؟ همه يك زبان، پاسخ مىگويند: اللَّه» «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ».
زيرا مسلّم است، نه بتپرستان و نه غير آنها، هيچ كس نمىگويد: خالق زمين و آسمان و تسخير كننده خورشيد و ماه، يك مشت سنگ و چوبى است كه به دست انسان ساخته و پرداخته شده است.
به تعبير ديگر، حتى بتپرستان در «توحيد خالق» شك نداشتند، آنها در عبادت مشرك بودند، مىگفتند: ما بتها را براى اين مىپرستيم كه واسطه ميان ما و خدا شوند، چنان كه در آيه ١٨ سوره «يونس» مىخوانيم: «وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ».
ما لايق اين نيستيم كه، مستقيماً با خدا ارتباط گيريم، بايد از طريق بتها رابطه خود را برقرار كنيم!: ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى: «ما آنها را پرستش نمىكنيم، مگر به اين جهت كه مقام ما را به خدا نزديك كند»!. «١»
غافل از اين كه، هيچ فاصلهاى ميان خالق و خلق وجود ندارد، و او به ما از رگ گردن ما نزديكتر است، به علاوه، اگر انسان كه گل سرسبد موجودات است، نتواند با خدا رابطه برقرار سازد، چه چيزى مىتواند واسطه او شود؟
به هر حال، در پايان آيه، بعد از ذكر اين دليل روشن، مىگويد: «با اين حال، چگونه آنها از عبادت خداوند خالق متعال به عبادت يك مشت بتهاى سنگى و چوبى بازگردانده مىشوند»؟ «فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ».
«يُؤْفَكُون» از ماده «إفك» (بر وزن فكر) به معنى بازگرداندن چيزى از صورت واقعى و حقيقى آن است، و به همين تناسب، بر دروغ و نيز بادهاى مخالف اطلاق مىشود.