تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠
لوازم اين بصيرت است، و به دنبال آن، تذكر و بيدارىِ دلهاى آماده. «١»
***
پس از آن، به بيان اين حقيقت مىپردازد كه، آنچه را در باره موسى و فرعون، با تمام ريزهكارىهاى دقيق آن بيان كرديم، خود دليلى است بر حقانيت «قرآن» تو، چرا كه تو در اين صحنهها، هرگز حاضر نبودى، و اين ماجراها را با چشم نديدى، بلكه اين لطف خدا بود كه اين آيات را براى هدايت مردم، بر تو نازل كرد.
مىگويد: «تو در جانب غربى نبودى، هنگامى كه ما فرمان نبوت را به موسى داديم، و تو از شاهدان اين ماجراها محسوب نمىشدى» «وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ».
توجه به اين نكته لازم است كه موسى عليه السلام در مسيرش از «مدين»، به سوى «مصر» كه از سرزمين «سينا» مىگذشت، درست از سوى «شرق» به «غرب» حركت مىكرد، و به عكس هنگامى كه «بنى اسرائيل» از «مصر»، به سوى «شام» آمدند و از «سينا» گذشتند، از طرف «غرب» به «شرق» مىآمدند (و لذا بعضى از مفسران، جمله «فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ» را در سوره «شعراء» آيه ٦٠، كه درباره تعقيب فرعونيان از «بنى اسرائيل» سخن مىگويد، اشاره به همين معنى دانسته بودند).
***
سپس، مىافزايد: «ولى ما اقوامى را در اعصار مختلف خلق كرديم، اما زمانهاى طولانى بر آنها گذشت» و آثار انبياء و هدايت آنها، از قلبها و انديشههايشان محو شد، لذا تو و قرآنت را آورديم، و سرگذشت پيشينيان را بيان