تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣
مىرسد: او نيز از همين قماش باشد، اما اگر كسانى كه اسرار علوم در سينههاى آنها نهفته است، اعلام وفادارى به مكتبى كردند، دليل بر حقانيت آن است، و ما مىبينيم: گروهى از علماى اهل كتاب، و شخصيتهاى با تقواى ممتازى، همچون «ابوذر» ها و «سلمان» ها، «مقداد» ها و «عمار ياسر» ها و شخصيت والائى همچون على عليه السلام، حاميان و عاشقان اين مكتب بودند.
در روايات زيادى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام وارد شده، اين آيه، به ائمه اهل بيت عليهم السلام تفسير شده است، اين نه به معنى انحصار است، بلكه بيان مصداق روشنى است براى «الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ». «١»
و اگر مىبينيم، در بعضى از روايات، تصريح شده به اين كه: منظور خصوص امامان است، در حقيقت، اشاره به مرحله كامل علم قرآن مىباشد كه در اختيار آنها است، و هيچ مانعى ندارد كه علما و دانشمندان بلكه تودههاى فهميده مردم بهرهاى از اين علوم قرآن، داشته باشند.
ضمناً، اين آيه نشان مىدهد كه، علم و دانش منحصر به آنچه در كتاب و از محضر استاد، مىخوانند و مىآموزند نيست، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله طبق صريح آيات گذشته، به مكتب نرفت، و خط ننوشت، ولى برترين مصداق «الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» بود، پس در ماوراى علم رسمى، علمى است برتر و والاتر، كه از سوى پروردگار به صورت نورى در قلب آدمى، القاء مىشود كه: «الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشاءُ» و اين جوهره علم است، و علوم ديگر پوسته علم.
در پايان آيه اضافه مىكند: «آيات ما را جز ستمگران از روى عناد انكار نمىكنند» «وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ».
چرا كه نشانههاى آن روشن است: پيامبر امّى و درس نخوانده، آورنده آن