تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
محسوب مىشوند، و آيه مورد بحث، ظاهراً از اين گونه منافقان سخن مىگويد، و تصريح مىكند كه خدا از نيات آنها آگاه است.
***
در آيه بعد، باز براى تأكيد بيشتر، مىافزايد: «به طور قطع خداوند مؤمنان را مىشناسد، و نيز به طور يقين، خداوند منافقان را نيز مىشناسد» «وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ».
اگر سادهلوحانى فكر مىكنند، مىتوانند با اخفاءِ حقائق از قلمرو علم خدا دور بمانند، سخت در اشتباهند.
مجدداً تكرار مىكنيم، تعبير به «منافق»، دليل بر اين نيست كه اين آيات در «مدينه» نازل شده، درست است كه مسأله نفاق معمولًا بعد از پيروزى يك جمعيت، و به دست گرفتن حكومت پيدا مىشود، كه مخالفان تغيير چهره داده و گروه زير زمينى تشكيل مىدهند، ولى، همان گونه كه گفتيم «نفاق» معنى وسيعى دارد، و افراد ضعيفالايمانى كه با مختصر فشارى تغيير عقيده مىدهند را نيز شامل مىشود.
***
آيه بعد، به يك نمونه از منطقهاى سست و پوچ مشركان، كه هم اكنون نيز در ميان قشر وسيعى، وجود دارد، اشاره كرده، مىگويد: «كافران به مؤمنان گفتند:
شما از راه و آئين ما پيروى كنيد،- اگر گناهى داشته باشد،- ما گناهان شما را به دوش مىگيريم» «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ». «١»