تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١
مىشدند كه: اگر ما ايمان بياوريم، عرب به ما حمله مىكند، و ما را از سرزمينمان بيرون مىراند، و زندگى ما را مختل مىكند، و در آيات گذشته، يك پاسخ گويا، به اين سخن داده شد.
در آيات مورد بحث، دو پاسخ ديگر به آن داده شده است:
نخست مىفرمايد: به فرض، كه شما ايمان را نپذيرفتيد، و در سايه كفر و شرك، زندگى مرفه مادى پيدا كرديد، اما فراموش نكنيد: «ما بسيارى از شهرهائى را كه مست و مغرور نعمت و زندگى مرفه بودند، نابودشان كرديم» «وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها».
آرى، غرورِ نعمت، آنها را به طغيان دعوت كرد، و طغيان، سرچشمه ظلم و بيدادگرى شد، و ظلم، ريشه زندگانى آنها را به آتش كشيد.
«اين خانهها و ديار آنها است كه بعد از آنان، جز مدت قليلى، كسى در آن سكونت نكرد» «فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْتُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا».
آرى، شهرها و خانههاى ويران آنها، همچنان خالى و خاموش و بدون صاحب مانده است، و اگر كسانى به سراغ آن آمدند، افراد كم و در مدت كوتاهى بود.
«و ما وارث آنها بوديم»! «وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ».
آيا شما مشركان «مكّه» نيز مىخواهيد، در سايه كفر، به همان زندگى مرفهى برسيد، كه پايانش همانست كه گفته شد، اين چه ارزشى مىتواند داشته باشد؟!
«بَطِرَتْ» از ماده «بطر» (بر وزن بشر) به معنىِ طغيان و غرور، بر اثر فزونى نعمت است.
تعبير به «تِلْكَ»، كه اسم اشاره به دور است و غالباً، در امور قابل مشاهده به كار مىرود، ممكن است، اشاره به سرزمين «عاد»، «ثمود» و «قوم لوط» باشد،