تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١
به معاوضه كردن سرمايههاى اصيل وجود خود باشند، فقر و محروميت به سرعت درهم مىشكند، اما به بهاى از دست دادن ايمان و تقوا و آزادگى و عزت و شرف و همين آزمون آنها است.
گروهى ديگر، بر عكس غرق در نعمت مىشوند، و امكانات مادى از هر نظر در اختيارشان قرار مىگيرد، آيا در چنين شرائطى، قيام به وظيفه شكر نعمت مىكنند؟ يا غرق در غفلت و غرور و خودخواهى و خودبينى، غرق در لذات و شهوات و بيگانگى از جامعه و از خويشتن مىشوند؟!
گروهى- همچون غرب و شرقزدههاى عصر ما- با كشورهائى روبرو مىشوند كه در عين دورى از خدا و فضيلت و اخلاق، از تمدن مادى خيره كنندهاى، بهرهمندند، و رفاه اجتماعى قابل ملاحظهاى دارند، در اينجا، جاذبه نيرومند مرموزى آنها را به سوى اين نوع زندگى مىكشاند، كه به قيمت زير پا نهادن همه اصولى كه به آن اعتقاد دارند، و به قيمت تن دادن به ذلت وابستگى، آن گونه زندگى را براى خود و جامعه خويش فراهم سازند، اين نيز يك نوع آزمون است.
مصيبتها، درد و رنجها، جنگ و نزاعها، قحطى و گرانى و تورم، حكومتهاى خودكامه،- كه انسانها را به بردگى و اسارت خود دعوت مىكنند، و آنها را به تسليم در برابر برنامههاى طاغوتى خود فرا مىخوانند- و بالاخره، امواج نيرومند هواى نفس و شهوت، هر يك از اينها وسيله آزمايشى است بر سر راه بندگان خدا، و در همين صحنهها است كه ايمان و شخصيت و تقوى و پاكى و امانت و آزادگى افراد مشخص مىشود.
اما، براى پيروزى در اين آزمونهاى سخت، جز تلاش و كوشش مستمر و تكيه بر لطف خاص پروردگار، راهى نيست.