تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
نعمتها داريد از خدا است، و چون بلائى به شما رسد به درگاه او فرياد مىكشيد* اما هنگامى كه بلا را از شما بر طرف مىكند باز گروهى از شما مشرك مىشوند»!. «١»
در سوره «يونس» همين معنى به صورت ديگرى مطرح شده: وَ إِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْيَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ: «هنگامى كه رنج و بلائى به انسان رسد در همان لحظه ما را مىخواند، خفته، يا نشسته، يا ايستاده، اما هنگامى كه رنج او را بر طرف ساختيم آن چنان در غفلت فرو مىرود، كه گوئى هرگز ما را براى حل مشكلش نخوانده است»!. «٢»
در سوره «روم» آيه ٣٣، و سوره «زمر» آيه ٤٩، و در سوره «اسراء» آيات ٦٧- ٦٩ نيز همين مطلب با عبارات ديگر و اشارات پر معنى آمده است.
در آيات مورد بحث نيز خوانديم، كه، اين گروه مشركان در حال آلودگى خاطر، به سراغ بتها مىروند، ولى هنگامى كه به سفر دريا مىشتابند و طوفانها و گردابها و بادهاى مخالف آنها را احاطه مىكنند، و كشتيشان همچون يك پر كاه روى امواج، به هر سو پرتاب مىشود، و دست آنان از همه چيز، بريده و كوتاه مىگردد، نور توحيد در قلبشان درخشيدن مىگيرد، تمام معبودهاى ساختگى به كنار مىروند، و خلوص كامل- اما خلوص اجبارى و بى ارزش!- فراهم مىشود، ولى به مجرد اين كه: طوفانها فرو نشست، و حالت عادى بازگشت، پردهها فرو مىافتد و خارهاى جانگداز شرك و بتپرستى، در اطراف اين گل، ظاهر مىشوند.
ممكن است گفته شود: اين حال توجه بر اثر تلقين و رسوبات فكرى