تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
راهى براى بازگشت به سوى دنيا بگشايد.
شبيه اين تعبير، در آيات ديگر قرآن نيز به چشم مىخورد، از جمله در آيه ٤٤ سوره «شورى» مىخوانيم: وقتى ظالمان، عذاب دردناك الهى را مىبينند مىگويند: هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ: «آيا راهى به سوى بازگشت هست»؟
و در آيه ٤٧ سوره «شورى» نيز قيامت به عنوان «يَوْمٌ لامَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ» توصيف شده است.
حقيقت اين است كه، عالم هستى داراى مراحلى است كه هرگز بازگشت از مرحله بعد، به قبل در آن ممكن نيست، و اين يك سنت تخلف ناپذير پروردگار است.
آيا هرگز طفل- خواه كامل متولد شده باشد يا ناقص- ممكن است به عالم جنين بازگردد؟ آيا ميوهاى كه از درخت جدا شده- خواه رسيده خواه نارس- امكان دارد بار ديگر به شاخهها بپيوندد؟
انتقال انسان از اين جهان به جهان ديگر نيز، همين گونه است، يعنى هيچ راهى به سوى بازگشت نيست، و اين حقيقتى است كه پشت انسان را مىلرزاند، و به انسان بيدارباش مىدهد.
***