تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٨
تفسير:
مردگان و كران سخن تو را نمىشنوند!
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از بادهاى پر بركتى در ميان بود، كه پيشقراولان بارانهاى رحمتزا هستند، در نخستين آيه مورد بحث، اشاره به «بادهاى زيانبار»، كرده مىگويد: «و اگر ما بادى بفرستيم (بادى داغ و سوزان يا سرد و خشك و يا توأم با سموم) و به دنبال آن، زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببينند راه كفران را پيش مىگيرند» و در اين راه همچنان ادامه مىدهند «وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً فَرَأَوْهُ مُصْفَرّاً لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ».
آنها افراد ضعيف و كمظرفيتى هستند، و آن چنانند كه قبل از آمدن باران مأيوس و بعد از نزول آن، بسيار شادند، و اگر روزى باد سمومى بوزد و زندگى آنان موقتاً گرفتار مشكلاتى گردد، فريادشان بلند مىشود و زبان به كفر مىگشايند.
به عكس مؤمنان راستين، كه از نعمت خدا شادند و شكرگزار، و در مصائب و مشكلات صبورند و شكيبا، دگرگونىهاى زندگى مادى هرگز در ايمان آنها، كمترين خللى وارد نمىكند، و همچون كوردلان ضعيف الايمان، با وزش يك باد مؤمن، و با وزش باد ديگر، كافر نمىشوند.
كلمه «مُصْفَرّاً» از ماده «صفرة» (بر وزن سفره) به معنى رنگ زرد است، و به اعتقاد اكثر مفسران، ضمير «رَأَوهُ» به گياهان و درختان بازمىگردد، كه بر اثر وزش بادهاى مضر، زرد و پژمرده مىشوند.
بعضى نيز احتمال دادهاند: «ضمير» به «ابرها» برگردد، زيرا ابرهاى زرد رنگ، طبعاً ابرهاى نازكى هستند و معمولًا باران ندارند، به خلاف ابرهاى سياه و انبوه كه مولد بارانند.