تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤
مىدهند بيان مىكند، كه هر چه درباره اين مثال بينديشيم، نكات بيشترى از آن، عائدمان مىشود.
مىفرمايد: «كسانى كه غير از خدا را ولى و معبود خود برگزيدند، همچون عنكبوتند كه خانهاى براى خود برگزيده، و سستترين خانهها، خانه عنكبوت است، اگر مىدانستند»! «مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ».
چه مثال رسا و جالبى! و چه تشبيه گويا و دقيقى؟!
درست دقت كنيد: هر حيوان و حشرهاى براى خود خانه و لانهاى دارد، اما هيچ يك از اين خانهها، به سستى خانه «عنكبوت» نيست.
اصولًا، خانه بايد ديوار و سقف و درى داشته باشد، و صاحب آن را از حوادث حفظ كند، طعمه و غذا و نيازهاى او را در خود نگاه دارد.
بعضى از خانهها سقف ندارند اما لااقل ديوارى دارند يا اگر ديوار ندارند، سقفى دارند.
اما لانه «عنكبوت» كه از تعدادى تارهاى بسيار نازك، ساخته شده، نه ديوارى دارد، نه سقفى، نه حياطى و نه درى، اينها همه از يك سو.
از سوى ديگر، مصالح آن به قدرى سست و بى دوام است كه در برابر هيچ حادثهاى مقاومت نمىكند.
اگر نسيم ملايمى بوزد، تار و پودش را درهم مىريزد!
اگر چند قطره باران بر آن ببارد، آن را متلاشى مىكند!
كمترين شعله آتشى به آن برسد، نابودش مىسازد.
حتى اگر گرد و غبار بر آن بنشيند پاره پاره مىشود، و از سقف خانه آويزان مىگردد.