تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
است.
بعضى نيز گفتهاند: كلمه «آجر» تعبير فصيحى نيست كه قرآن آن را به كار برد، لذا به جاى آن چنين تعبيرى آورده است.
در اينجا، جمعى از مفسران، مانند «فخر رازى» و «آلوسى» به بيان اين سخن پرداختهاند كه، آيا به راستى فرعون اين دستور خود را، در زمينه ساختن كاخ آسمان خراشش عملى ساخت يا نه؟
ظاهراً چيزى كه فكر اين مفسران را به خود مشغول داشته، اين است كه: به هيچ حساب، اين كار عاقلانه نبوده است، مگر مردم بالاى كوهها نرفته بودند و منظره آسمان را همان گونه كه بر روى زمين است، نديده بودند؟ مگر كاخى كه به دست بشر ساخته مىشود، از كوه مرتفعتر است؟! كدام احمق باور مىكرد كه از بالاى چنين كاخى بتوان به آسمان دست يافت؟!
ولى، آنها كه چنين مىانديشند، از اين نكته غافلند كه، اولًا سرزمين «مصر» كوهستانى نبود، و از اين گذشته، سادهلوحى تودههاى مردم آن زمان را فراموش كردهاند، كه چگونه ممكن بود آنها را با اين مسائل اغفال كرد و فريب داد؟ حتى در عصر و زمان ما، كه به اصطلاح عصر علم و دانش است، مسائلى مىبينيم كه شباهت به اين فريبكارى و نيرنگها دارد.
به هر حال، طبق بعضى از تواريخ، «هامان» دستور داد: زمين وسيعى براى اين كاخ و برج بلند، در نظر گيرند، و پنجاه هزار مرد بناء و معمار، براى اين كار گسيل داشت، و هزاران نفر كارگر، براى فراهم آوردن وسائل كار، مأمور كرد، درهاى خزانه را گشود، و اموال زيادى در اين راه مصرف كرد، كارگران زيادى به كار گمارد، به طورى كه در همه جا سر و صداى اين برج عظيم پيچيد.
هر قدر اين بنا بالاتر و بالاتر مىرفت، مردم بيشتر به تماشاى آن مىآمدند، و