تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
خاطر منافع مادى است و يا سرنوشتتان در جهان ديگر، و هر كدام باشد باطل است؛ زيرا «كسانى را كه غير از خدا مىپرستيد، قادر نيستند به شما رزق و روزى دهند» «إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لايَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً».
شما خود قبول داريد كه بتها خالق نيستند، بلكه خالق خدا است، بنابراين، روزى دهنده نيز او است «پس روزى را تنها نزد خدا جستجو كنيد» «فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ».
و چون روزى دهنده او است، «او را عبادت كنيد و شكر او را به جا آوريد» «وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ».
به تعبير ديگر، يكى از انگيزههاى عبادت، حس شكرگزارى در مقابل منعم حقيقى است، شما مىدانيد منعم حقيقى خدا است، پس شكر و عبادت نيز مخصوص ذات پاك خدا است.
و اگر زندگىِ سراى ديگر را مىطلبيد، بدانيد: «بازگشت همه شما به سوى او است» و نه به سوى بتها! «إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ».
بتها نه در اينجا منشأ اثرى هستند و نه آنجا.
به اين ترتيب، با چند دليل كوتاه و روشن، منطق واهى آنها را مىكوبد.
***
سپس، ابراهيم عليه السلام به عنوان تهديد، و همچنين بىاعتنائى نسبت به آنها، مىگويد: «اگر شما سخنان مرا تكذيب كنيد، مطلب تازهاى نيست، امتهاى پيش از شما نيز پيامبرشان را تكذيب كردند» (و به سرنوشت دردناكى گرفتار شدند) «وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ».
«وظيفه رسول و فرستاده خدا، جز ابلاغ آشكار نيست» خواه پذيرا شوند يا نشوند «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ».