تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
كرديم، تا روشنگر انسانها باشد «وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ».
«و تو هرگز در ميان اهل «مدين» اقامت نداشتى (تا آيات و اخبار زندگى آنها را به دست آورى) و براى آنها (اهل مكّه) بخوانى» «وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا». «١»
«اين ما بوديم، كه تو را فرستاديم» (و اين اخبار دقيق مربوط به هزاران سال پيش را، «٢» در اختيار تو قرار داديم، تا هادى اين خلق شوى) «وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ».
***
باز، براى تأكيد همين معنا، مىافزايد: «تو در طرف طور نبودى، زمانى كه ما ندا داديم (و فرمان نبوت را به نام موسى صادر نموديم)» «وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا». «٣»
«ولى ما اين اخبار را كه بر تو نازل كرديم؛ به خاطر رحمتى است كه پروردگارت دارد، تا به وسيله آن قومى را انذار كنى، كه قبل از تو هيچ انذار كنندهاى براى آنها نيامده، شايد متذكر شوند» «وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ».
كوتاه سخن اين كه: حوادث بيداركننده و هشداردهندهاى را كه در اقوام دور دست واقع شده، و تو حاضر و ناظر آن نبودى، براى تو بازگو كرديم، تا آنها