تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤
كرد: «پروردگارا! هر خيرى بر من نازل كنى من نيازمندم» (قالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ).
مخصوصاً اين دعاى اخير كه در بحرانىترين لحظات زندگى او بود، به قدرى مؤدبانه و توأم با آرامش و خونسردى بود، كه حتى نگفت: خدايا نيازهاى مرا بر طرف گردان، بلكه تنها عرض كرد: «من محتاج خير و احسان توأم».
ه-- تصور نشود كه موسى عليه السلام، فقط در سختىها در فكر پروردگار بود، كه در قصر فرعون در آن ناز و نعمت نيز، خدا را فراموش نكرد، لذا در روايات مىخوانيم، روزى در مقابل فرعون عطسه زد، و بلافاصله «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِيْنَ» گفت، فرعون از شنيدن اين سخن، ناراحت شد، و به او سيلى زد، و موسى عليه السلام نيز متقابلًا ريش بلند او را گرفت و كشيد، فرعون، سخت عصبانى شد و تصميم بر كشتن او گرفت، ولى همسرش به عنوان اين كه او كودكى است خردسال، و متوجه كارهاى خود نيست، او را از مرگ نجات داد!. «١»
***